★ ☆ ₪卍₪ بـهمـــ7ــن ₪卍₪ ☆ ★
بـ‗‗___‗‗ـم الله الرحمـ‗_‗ـن الرحیـ‗_‗ـم
                                                        
درباره وبلاگ

سلام دوستان عزیز

امیدوارم از مطالب وبلاگم خوشتون بیاد
لطفا نظرات خودتون رو واسم بذارین ..

                                        با تشکر

            8676 634 0936 : SMS

      Email : IDIN1989@YahoO.com


مدیر وبلاگ : آیدین نیک پور
نویسندگان
نظرسنجی
( طبق ماده 513 قانون مجازات اسلامی هرکس به مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیا اهانت نماید . باید اعدام شود ) .                آیا با اعدام شاهین نجفی موافقید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User


Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت





Powered by WebGozar


فال حافظ







××× نـــــــژاد پرستی ممنوع  ×××




نوع مطلب :
برچسب ها :









 شاید دیگران خوبی های تورا فراموش کنند، اما تو خوب بودن را فراموش نکن . . .





نوع مطلب :
برچسب ها :




جمعه 29 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور


مردان هم قلب دارند.... 

فقط صدایش.. یواش تر از صدای قلب یک زن است.... 

مرد ها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند.... 

شاید ندیده باشی.. 

اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند..

هر وقت زن بودنت را میبینم...  سینه ام را به جلو میدهم.. 

صدایم را کلفت تر میکنم... 

تا مبادا... لرزش دست هایم را ببینی...

مرد که باشی... دوست داری.... از نگاه یک زن مرد باشی... 

نه بخاطر زورِ بازوها !






نوع مطلب :
برچسب ها :




جمعه 29 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور


من بی تو
شعر خواهم نوشت
تو بی من
چه خواهی کرد ؟
اصلا
یادت هست
که نیستم . .





نوع مطلب :
برچسب ها :






هَركس از این دُنــیـــــا چیزی برداشت
من از این دُنـــیـــــــا 
دَستـــــــ برداشتم






نوع مطلب :
برچسب ها :





یکی از دانشجویان پروفسور حسابی به ایشان گفت : 

شما سه ترم است 

که مرا از این درس می اندازید. 

من که نمی خواهم موشک هوا کنم . 

می خواهم در روستایمان معلم شوم .

پروفسور جواب داد : 

تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم 

شوی قبول 
 
ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان 

تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند ...







نوع مطلب :
برچسب ها :






زنی با اصرار از شوهرش می‌خواهد که طلاقش دهد.
شوهرش میگوید چرا؟ ما که زندگی‌ خوبی‌ داریم.

از زن اصرار و از شوهر انکار.در نهایت شوهر با سرسختی زیاد می‌پذیرد ، به شرط و شروط ها. زن مشتاقانه انتظار می‌کشد شرح شروط را.
تمام ۱۳۶۴ سکهٔ بهار آزادی مهریه آت را می‌باید ببخشی . 
زن با کمال میل می‌پذیرد.
در دفتر خانه مرد رو به زن کرده و میگوید حال که جدا شدیم . لیکن تنها به یک سوالم جواب بده . 
زن می‌پذیرد."چه چیز باعث شد اصرار بر جدائی داشته باشی‌ و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریه ات که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختن را بزنی‌. 
زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد :طاقت شنیدن داری؟ 
مرد با آرامی گفت :آری . زن با اعتماد به نفس گفت: ۲ ماه پیش با مردی آشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود.
از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او ، تا زندگی‌ واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم. 
مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست.
زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت .
وقتی‌ به مقصد رسید کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد.
نامه‌ای در کیفش بود . با تعجب بازش کرد .خطّ همسر سابقش بود.
نوشته بود: " فکر می‌کردم احمق باشی‌ ولی‌ نه اینقدر. 

نامه را با پوزخند پاره کرد و به محضر ازدواجی که با همسر جدیدش وعده کرده بود رفت .
منتظر بود که تلفنش زنگ زد.
برق شادی در چشمانش قابل دیدن بود.
شمارهٔ همسر جدیدش بود.
تماس را پاسخ گفت: سلام کجایی پس چرا دیر کردی.
پاسخ آنطرف خط تمام عالم را بر سرش ویران کرد . 
صدا، صدای همسر سابقش بود که میگفت : باور نکردی؟، گفتم فکر نمیکردم اینقدر احمق باشی‌.

این روزها میتوان با 1 میلیون تومان مردی ثروتمند کرایه کرد تا مردان گرفتار از شرّ زنان احمق با مهریه‌های سنگینشان نجات یابند.!!




نوع مطلب :
برچسب ها :






یه حالـــــــــــــی دارم این روزا ....


نه آرومــــــــم نه آشوبــــــــم ....


به حــــالم اعتبـــــــاری نیـست ....


تـــو که باشـــــــی منم خوبـــم ....






نوع مطلب :
برچسب ها :









مـن مـی دانـم کـه بـه تـو مـی رسـم

آری ، مـی دانـم

مـی شـکـنـم سـکـوت ِ سـرد فـاصـلـــه هـا رو

بـا تـــو

بـه امـیـد ِ تـــو

بـرای تـــو

و شـایـد بـی تـو مـانـدنـم بـرای هـمـیـن اسـت!

بـرای یـک بـا تـــو مـانـدن زیـبــا . . .




نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور


زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند. پیر مرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است! از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود.

  قدر هر کی رو بدونید تا یه روزی پشیمون نشید 




نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور



خانه های عشقتان گرم از صداقت
خواب هایتان مالامال از رویا
پنجره ی نگاه تان به سوی باغ خوشبختی باز




نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور




در نبود باران
عاشقانه دانه های شبنم
علف ها را سیراب کردند
اما آن روز که باران بارید شبنم ها
چه نامهربانانه دیده نشدند




نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور

When you feel unlovable, unworthy and unclean,


when you think that no one can heal you,


Remember, Friend,


God Can.

وقتی احساس می‌کنی قابل دوست داشتن نیستی


وقتی احساس بی لیاقتی و نا پاکی می کنی


وقتی احساس می کنی کسی نمی تواند دردهای تو را التیام ببخشد


به یاد داشته باش دوست عزیز من


خدا می تواند

When you think that you are unforgivable


for your guilt and your shame


Remember, Friend,


God Can.

وقتی احساس می‌کنی قابل بخشش نیستی


برای شرم و گناه هایت


به یاد داشته باش دوست عزیز من


خدا می تواند

When you think that all is hidden


and no one can see within


Remember, Friend,


God Can.

وقتی فکر می کنی همه چیز پنهان است


و هیچکس نمی تواند درون را ببیند


به یاد داشته باش دوست عزیز من


خدا می تواند

And when you have reached the bottom



And you think that no one can hear


Remember my dear Friend


God Can.

وقتی به انتها می رسی و گمان می‌کنی 


کسی نیست تا صدایت را بشنود


به یاد داشته باش دوست عزیز من


خدا می تواند

 

And when you think that no one can love


The real person deep inside of you


Remember my dear Friend,


God Does.

وقتی گمان میبری کسی نمی تواند

به خود واقعی درون تو عشق بورزد

دوست عزیز من به یاد داشته باش

خدا می تواند.






نوع مطلب :
برچسب ها :








از مترسکی سوال کردم:آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده ای ؟

 پاسخم داد : در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم!

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!

گفت : تو اشتباه می کنی!

زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور



هزار بار گفتم

با این باد های هرزه نپر

به آنها نخ نده

حالا

بالای آن دکل

با سیم های لخت فشار قوی

دست و پنجه نرم کن

- باد بادک جوان -




نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور

تنها باید قوی و پُر استقامت باشیم
و همه روزه در انتظار روزی بهتر و شادتر از روزهای پیش باشیم ...






نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور

این دیوانگیست

شانس های دیگری هم هستند
دوستی های دیگری هم هستند
عشق های دیگری هم هستند
نیروهای دیگری هم هستند
و افق های بهتری هم هستند






نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور


این دیوانگیست 

به امید اینکه در مسیر خود هرگز دچار این دیوانگی ها نشویم
و به یاد داشته باشیم که همیشه






نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور


این دیوانگیست 

که همه شانس ها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه
در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم






نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور



این دیوانگیست


که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه
در یکی از آنها به ما خیانت شده است






نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور


این دیوانگیست 

که همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند بخاطر اینکه
یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم






نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور


این دیوانگیست

که از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه
یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است





نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور


این دیوانگیست ...

که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه
در زندگی با شکست مواجه شده ایم





نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور


این دیوانگیست ...

که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه
یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم






نوع مطلب :
برچسب ها :




سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور


این دیوانگیست

که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه
خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم





نوع مطلب :
برچسب ها :






بر بزن یکباردیگر حکم کن اما نه بی دل !
حکم دل………
هر که دل دارد بیندازد وسط
من و تو دل هایمان را رو کنیم
دل که روی دل بیفتد عشق حاکم میشود!
پس به حکم عشق بازی می کنیم
این دل من .
 رو بکن حالا دلت را
دل نداری؟
بر بزن اندیشه ات را
 . حکم لازم!
دل گرفتن . دل سپردن هر دو لازم
عشق لازم
عشق لازم!





نوع مطلب :
برچسب ها :




     


ﭘﻮﻝ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺪ

ﻣﺎﺳﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﯿﻢ

ﭘﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯾﻢ !!!






نوع مطلب :
برچسب ها :




یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور


دلم …
لک زده است
برای حرفهایت !
گمم نکن !!
قول ..
که گوشه ی حافظه ات ..
 آرام بنشینم !
بگذار بمانم !..
آرام گوشه ای از حافظه ات ....همین!!





نوع مطلب :
برچسب ها :




یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور
یــــک روز می بوســــــمت !

یــــک روز ک بـــــــــاران می بارد
یــــک روز ک چترمـــــــان دو نفــــــره شده...

یــــک روز ک همه جـــــا حســـــابی خیــــس خیــــس است
یک روز ک گونـــــه هایت از سرمـــــا سرخ ســـــرخ شده
آرامــــــتر از هر چه تصـــــورش کنی
آهسته می بوســــــــمت...




نوع مطلب :
برچسب ها :




یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : آیدین نیک پور

آرزویی در دلم مانده ، شبیه حسرت ، شاید هم یک رویا آن آرزو تویی ، که حتی لحظه ای اندیشیدن به این آرزو مانند لحظه پریدن است ، مانند لحظه زیبای به تو رسیدن است





نوع مطلب :
برچسب ها :






( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
 
   
blogers
icon